سديد الدين محمد عوفى
204
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
آن خبر به حجاج رسيد آن مرد را از امارت آن خطه معزول كرد « 1 » و او را ادب فرمود و گفت : ناشايستگان چون به اميرى نشينند افسوسكنان « 2 » را در ايشان طمع افتد تا برايشان افسوس كنند و اين همه « 3 » آن مرد را « 4 » به « 5 » سبب آن افتاد « 6 » كه از حليت « 7 » آداب « 8 » امارت عارى بود و السلام . [ چرا ربيع حاجب پسر عموى منصور عباسى را پنجاه تازيانه بزد ] حكايت ( 17 ) آوردهاند كه روزى جعفر « 9 » منصور در ايام خلافت بر مايده نشسته بود . عمزادهء او يعقوب بن داود بن على بن « 10 » عبد اللّه بن « 11 » عباس رضى اللّه عنهم « 12 » درآمد . امير المؤمنين او را تبجيل نمود و فرمان داد « 13 » تا بر مايده نشيند « 14 » . اجابت نكرد و گفت : چيزى خوردهام . چون باز - گشت ربيع حاجب بفرمود تا او را پنجاه چوب بزدند چنان كه او را بر پشت « 15 » به خانه بردند . روز ديگر اقارب او جمع شدند و در پيش ابو « 16 » - جعفر از ربيع گله كردند . منصور گفت : ربيع كارى نكند كه او را ملامت بايد كرد « 17 » . پس ربيع را بخواند و گفت : دى يعقوب را چرا بزدى « 18 » ؟ گفت : از بهر آنكه « 19 » امير المؤمنين او را تشريف « 20 » فرمود تا بر خوان خاصّه « 21 » نشيند ، او اجابت نكرد و گفت : من چيزى خوردهام ، و ندانست كه بر خوان ملوك از بهر شرف نشينند نه از بهر علف خواستم تا او را
--> ( 1 ) مج : آن مرد را از امارت آن معزول كرد ، مپ 2 . او را عزل فرمود ( 2 ) مج : افسوسيان ( 3 ) متن - آن مرد را از امارت . . . افسوس كنند و اين همه ( 4 ) مپ 2 - و او را ادب . . . و اين همه آن مرد را ( 5 ) متن - به ، مپ 2 : و ( 6 ) مپ 2 : بود ( 7 ) مج : جبلت در ( 8 ) بنياد : ادب ( 9 ) مج : ابو جعفر ( 10 ) مپ 2 - على بن ( 11 ) مپ 2 - ابن ( 12 ) مپ 2 - رضى اللّه عنهم ، مج : عنهم ( 13 ) مپ 2 : فرمود ( 14 ) متن + او را ، مج و بنياد : او ( 15 ) مج : برداشته ( 16 ) مپ 2 - ابو ( 17 ) مپ 2 : كه موجب ملامت باشد ، مج : كرده آيد ( 18 ) مپ 2 و مج : ادب كردى ( 19 ) متن + دى ( 20 ) مپ 2 - تشريف ( 21 ) مپ 2 و مج : خاص